حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام:فرمود: هرکس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.
درس هاى از قرآن :: سال96 :: امام زمان(علیه‌السلام)، حجت خدا بر زمین

امام زمان(علیه‌السلام)، حجت خدا بر زمین
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.
موضوع: امام زمان(علیه‌السلام)، حجت خدا بر زمین
تاريخ پخش: 96/2/21
بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
چون بحث در نیمه شعبان پخش می‌شود، می‌خواهم راجع به امام زمان(علیه‌السلام) صحبت کنم. یک نکته‌ی مهمی است. توجه داشته باشید. اگر سوزن باشد، نخ هم باشد، لباس پاره باشد، توبیخ می‌کنیم و می‌گوییم: چرا لباس را ندوخته‌ای؟ اما اگر یا سوزن نباشد و یا نخ نباشد، توبیخ نمی‌کنیم. اگر آب باشد، خاک هم باشد، کشاورزی نکنیم، قابل توبیخ هست یا نیست؟ هست! اما اگر بگوییم: چرا تو کشاورزی نمی‌کنی؟ بگوید: آب ندارم، یا بگوید: زمین ندارم. اگر آب و زمین بود، می‌گویند چرا کشاورزی نمی‌کنی. اگر هم سوزن و هم نخ بود می‌گویند:‌ چرا نمی‌دوزی! قرآن یک آیه دارد می‌گوید: شما آیات خدا را دارید، در بین شما رسول هم دارید، پس چرا کافر شده‌اید؟ یعنی اگر آیات نبود، کافر شدن شما طوری نبود. می‌گویید: کافر هستیم برای اینکه حرف حق به گوش ما نرسید، یا راهنما نداشتیم. اگر هم قانون دارید و هم راهنما، هم معلم دارید و هم کتاب، می‌گویند: پس چرا درس نمی‌خوانید؟ این دلیل است برای اینکه همیشه باید یک وجود معصومی حالا پیغمبر یا امام روی کره‌ی زمین باشد. 
1- اتمام حجت، با کتاب خدا و پیشوای معصوم
آیه را می‌نویسم خیلی قشنگ است: سوره آل عمران، آیه 101 – «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏» موضوع: وجود حجت خدا! قرآن می‌فرماید: «وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى‏ عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ» [ترجمه: و چگونه شما كفر مى‏ورزيد، در حالى كه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول او در ميان شماست] چطور شما کافر شدید، در حالی که، «أَنْتُمْ» یعنی شما! در حالی که برای شما، هم «آياتُ اللَّهِ» تلاوت می‌شود، آیات خدا برای شما خوانده شده است و هم «فِيكُمْ رَسُولُهُ» هم در بین شما رسول است. شما که هم قرآن دارید و هم رسول، چرا کافر شدید؟ شما که هم سوزن دارید و هم نخ، چرا لباس پاره است،‌ شما که هم زمین دارید و هم آب، چرا کشاورزی نمی‌کنید؟ اگر امام زمان(علیه‌السلام) نباشد، همه‌ی مردم کافر شوند، جا دارد. برای اینکه قرآن گفته است، هم قرآن، هم  حجت خدا و رسول! اگر هم آیه باشد و هم رسول، حق ندارید کافر شوید. اگر امام زمان(علیه‌السلام) نباشد، بگوییم: خدایا! ما همه کافر می‌شویم، تو هم گفته‌ای، اگر هر دو بودند، کافر نشوید. فعلاً چون حجت خدا نیست، کافر شدن ما اشکالی ندارد. گرفتید یا نگرفتید! یک بار دیگر! 
اگر کسی هم معلم دارد، هم کتاب، درس نخواند توبیخ است. هم آب دارد، هم خاک دارد، کشاورزی نکند، توبیخ است. هم سوزن دارد و هم نخ دارد، ندوزد، توبیخ است. هم «آياتُ اللَّهِ» است، هم آیات قرآن هست، هم «فِيكُمْ رَسُولُهُ» هم رسول است، هم آیه، هم قرآن است، هم پیغمبر، با بودن هر دو چرا کافر شدید؟ پس معنایش این است که پیغمبر که از دنیا رفت، پیغمبر که از دنیا رفت، اگر یک نفر مثل پیغمبر نباشد، مردم حق دارند کافر شوند. بگویند: خیلی خوب! خدایا تو به ما گفتی: هم قرآن و هم رسول! رسول از دنیا رفته است، پیغمبر که از دنیا رفت، فقط قرآن است. پس با یکی کافر شدن ما اشکالی ندارد. اگر امام زمان(علیه‌السلام) نباشد، کافر شدن ما اشکالی ندارد. این وجود امام زمان(علیه‌السلام) است. یعنی همیشه روی کره‌ی زمین باید حجت خدا باشد. حالا یا به اسم پیغمبر و یا به اسم امام! یعنی یک نفر معصوم که حجت خداست، باید باشد. این دلیل قرآنی برای اینکه همیشه باید حجت خدا روی کره‌ی زمین باشد. اولین موجودی که خداوند خلق می‌کند، پیغمبر است، حضرت آدم! آخرین کسی هم که کره‌ی زمین وقتی منقرض می‌شود، و همه چیز به هم می‌ریزد، آن آخرین نفر هم پیغمبر است. اولینش پیغمبر است، آخرینش هم باید امام باشد. «وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ» شما حق ندارید کافر شوید، برای اینکه هم آیات الهی است و هم در بین شما رسول است. پیغمبر ما آخر ماه صفر از دنیا رفت. خیلی خوب! 
قطار! چرا حرکت نمی‌کنی با اینکه دو تا ریل داری؟ اگر یکی از ریل‌ها خراب بشود، صاحب قطار حق دارد بگوید که دیگر من نمی‌توانم حرکت کنم. چون قطار وقتی حرکت می‌کند که دو ریل داشته باشد. اگر راه آهن دو تا بود، می‌توانیم بگوییم: چرا حرکت نمی‌کنی؟ اما اگر یکی بود می‌توانی بگویی که نمی‌توانم! هم پیغمبر و هم قرآن! پیغمبر از دنیا رفت، فقط قرآن است. می‌گوید: نه! حالا چون یکی است، کافر شدن طوری نیست. حق ندارید کافر شوید، به شرط اینکه هر دو باشند، اگر یکی بود کافر شوید. یعنی اگر امام زمان(علیه‌السلام) نباشد، همه‌ی مردم کره‌ی زمین کافر شوند، روز قیامت جواب ندارد. خوب گوش دادید؟ امتحان هوش! اگر هر دو بودند؟ حق کفر و کافر شدن ندارید. اما پیغمبر که از دنیا رفت، فقط قرآن مانده است، آن مرد هم گفت که قرآن کافی است، ما اهل بیت نمی‌خواهیم، خلیفه‌ی دوم، «حسبنا کتاب الله!» ما قرآن برایمان بس است. دیگر علی نمی‌خواهیم، زیر غدیر خم هم زدند. خوب قرآن می‌گوید: اگر هر دو بود، حق ندارید که کافر شوید. معنایش این است که اگر یکی بود، کافر شدن شما اشکال ندارد. از این آیه استفاده می‌شود، همینطور که می‌گوید: «فِيكُمْ رَسُولُهُ» در بین شما رسول است، همیشه در جامعه باید حجت خدا باشد. خوب این یک آیه! آیه مهمی بود.
2- شناخت امام زمان(علیه‌السلام)، راه دوری از جاهلیت
مسأله‌ی دوم اینکه «مَنْ مَات‏» این حدیث را شیعه نقل کرده و سنی هم نقل کرده است. که اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد، «مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً» (الكافي، ج‏1، ص377) اصلاً راهنما قبل از خود انسان است. من یک آیه می‌خوانم، فکر می‌کنم که بعضی از شما حفظ هستید. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏، الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسان‏» اول می‌گوید: «خَلَقَ» بعد می‌گوید: انسان! «الرَّحْمنُ» خدای رحمان! «عَلَّمَ الْقُرْآنَ» قرآن را یاد داد. بعد می‌گوید: «خَلَقَ الْإِنْسان» اسم قرآن قبل از انسان آمده است! چرا؟ برای اینکه... یک سؤال می‌کنم شما جواب بدهید. جاده مقدم است، یا ماشین؟ باید اول جاده را ساخت یا اول ماشین را ساخت؟ اول باید جاده بسازیم. چون ماشین باید در جاده برود. «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» چون قرآن جاده است. راه را نشان می‌دهد. بعد می‌گوید: «خَلَقَ الْإِنْسان‏» ماشین بیاید و برود داخلش! یعنی مکتب قبل از اینکه بچه سر کلاس برود، باید کتاب‌هایش چاپ شده باشد. کتاب‌های آموزش و پرورش و دانشگاه! اول کتاب! بچه بیاید و بنشیند و ببیند که کتاب نیست. خلیفه‌ی خدا! این برای اصل وجود امام زمان(علیه‌السلام) بود. 
درباره‌ی امام زمان(علیه‌السلام) چند سؤال است. این سؤالات را ما باید پاسخ بدهیم. اول اینکه چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است؟ چیزی که قبلاً من گفتم، الان هم تکرار می‌کنم. چون من دیگر حالا بعد از سی و هفت و هشت سال... 
3- غیبت امام زمان، به دنبال شهادت یازده معصوم(علیهم السلام)
اگر یک مسؤول برق کشور یا منطقه لامپی را در یک منطقه‌ای زد، آمدند و مردم شکستند. خوب خیلی خوب! لامپ دوم! شکستند. آقا لامپ سوم بزنید، شکستند. لامپ چهارم را بزنید، شکستند. اگر یازده لامپ در یک منطقه زدیم، یازده تا را شکستند، آیا لامپ دوازدهمی را بزنیم یا نزنیم؟ با هم بگویید! نزنیم. امیرالمؤمنین شکستند، او را کشتند، امام حسن را کشتند. امام حسین را کشتند. یازده تا چراغ هدایت، یعنی یازده ولی خدا و امام معصوم را کشتند. خدا لامپ دوازدهم را که امام زمان(علیه‌السلام) را دیگر وصل نکرد. هر وقت آدم شدید. یازده تا چراغ... این هم برای اینکه چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است. اگر خانمی یازده بار در خانه غذا پخت، و هیچ دفعه شوهرش نخورد، باز هم می‌پزید؟ می‌گوید: دیگر فایده‌ای ندارد، ما هر چه غذا می‌پزیم، شوهر نمی‌خورد. اگر یازده دفعه معلم سر کلاس آمد و بچه‌ها درس را گوش ندادند، دیگر سر کلاس نمی‌آید. می‌گوید: این بچه‌ها درس‌خوان نیستند. این دلیل این است که چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است. یازده نفرشان را کشتیم، دیگر دوازدهمین را وصل نمی‌کنم. 
سؤال: امام زمان(علیه‌السلام)... بحث را نیمه شعبان گوش می‌دهید. این‌هایی که می‌گویم می‌تواند پاسخ به سؤالات باشد. امام غایب چه فایده‌ای برای ما دارد؟ مثل خورشید پشت ابر است. خورشید پشت ابر معنایش این نیست که استفاده نکنیم.
سؤال: خوب حالا می‌گوید که امام زمان(علیه‌السلام) بیاید. چه زمانی می‌آید؟ یک صلواتی بفرستید. 
4- ظهور امام زمان(علیه‌السلام)، لطف خداوند بر مستضعفان عالم
راجع به کلمه‌ی منت در قرآن یک مرتبه برای پیغمبر گفته است، خدا بر مردم منت گذاشت، که برای مردم پیغمبر فرستاد. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» اما راجع به امام زمان(علیه‌السلام) نمی‌گوید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» می‌گوید: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا» (قصص/5) یعنی وجود پیغمبر منت است برای مردم باایمان! ولی وجود امام زمان(علیه‌السلام) منت است برای همه‌ی مستضعفین چه مؤمن باشند و چه کافر باشند. وجود امام زمان(علیه‌السلام) برای عدالت می‌آید. نمی‌دانم گرفتید یا نه؟ خدا درباره‌ی ولی خودش، دوبار کلمه‌ی منت را گفته است. خدا به ما لطف کرده است، بر سر ما منت گذاشته است، پیغمبر فرستاده است. «مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»، «مَنَّ» یعنی منت. نسبت به مؤمنین خدا منت گذاشته است. اما راجع به حضرت مهدی(علیه‌السلام) نمی‌گوید: «مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» می‌گوید: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا» خدا بر مستضعفین! به محرومین دنیا منت گذاشته است. یعنی امام زمان(علیه‌السلام) امام شیعیان نیست. نجات‌دهنده‌ی بشریت است. روایت داریم که اگر امام زمان(علیه‌السلام) نباشد، زمین اهلش را فرو می‌برد! می‌شود؟ شما در اسکناس‌ها یک نخ است، اگر این نخ نباشد، ارزش ندارد. 
5- امکان نبوت و امامت، در سنین کودکی
امام زمان(علیه‌السلام) چه زمانی امام شد؟ در سه سالگی! سؤال: بچه‌ی سه ساله می‌شود امام شود؟ می‌گوییم: نه! ولی یک مثالی می‌زنیم، می‌گوییم: چرا می‌شود. دوستان من قبلاً نگفته‌ام که آماده کنند. شما در جیبتان فلش کامپیوتر دارید؟ کسی فلش کامپیوتر دارد؟ بده به من... زودتر! تشکر! این فلش کامپیوتر است. حالا نصف این هم است. حالا این بزرگش است. چیست؟ فلز است. جنسش فلز است. توی آن هم خالی است. یک سانت در یک سانت است. یک سانت در دو سانت یا کمتر است. نیم سانت در نیم سانت هم داریم. حالا این دو سانت است، نیم سانتی هم هست. یک سانت آهن! فلز! توخالی! این فلش را به کامپیوتر وصل می‌کنیم. مثل دو شاخ تلفن که در پریز می‌رود. این را وصل به کامپیوتر که می‌کنیم، بعد از چند ثانیه و بعد از چند لحظه صدهزار صفحه‌ی علمی، یعنی صد هزار کتاب از صفحات کتاب از آن کامپیوتر وارد این کامپیوتر می‌شود. انسان چه چیزی ساخت؟ انسان چیزی ساخت به نام کامپیوتر که صد هزار ورق علمی با یک چند لحظه از کامپیوتر به کامپیوتر، از فلز به فلز، از جماد به جماد منتقل می‌شود. حالا اگر انسان توانست علم را از فلز به فلز منتقل کند، خدای انسان نمی‌تواند علم را از امام حسن عسکری(علیه‌السلام) به بچه‌ی کوچک منتقل کند؟ یعنی امام زمان(علیه‌السلام) از این فلش کوچک‌تر است؟ انسان علم را به جماد منتقل می‌کند. خدای این مهندس نمی‌تواند علم را به انسان منتقل کند؟ این فلش کامپیوتر دلیل بر این است که بچه‌ی دو ساله و بچه‌ی یک ساله، هم می‌تواند. یک بار... امامت که کیلویی نیست، که چند کیلو امام داریم. مثل اینکه... کیلویی که نیست. ممکن است یک چیزی جزیی باشد، اما اطلاعات همه وارد بشود. یک کتابخانه می‌تواند در این برود. نه فقط صدهزار صفحه، صدهزار جلد کتاب! یک کتابخانه در فلز می‌رود. چه اشکالی دارد؟ این هم پاسخ کسی که می‌گوید: چطور امام زمان(علیه‌السلام) در بچگی به امامت رسید. گاهی یک رادیوی کوچک موج آمریکا را هم می‌گیرد، گاهی یک رادیو به اندازه‌ی بشکه موج تهران را هم نمی‌گیرد. کیلویی که نیست که امام زمان(علیه‌السلام) بچه است یا بزرگ است. بگذریم که قرآن آیاتی دارد که بعضی از پیغمبران در بچگی به پیغمبری رسیدند. این برای چه کسی بود؟ به آقا بدهید. خوب گوش بدهید. 
چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است؟ جواب: یازده تا لامپ را شکستند. لامپ دوازدهمی را خدا حفظ کرد. سؤال: امام زمان(علیه‌السلام) چطور بچگی به امامت رسید؟ جواب:... حرف بزنید! فلش کامپیوتر! 
6- امام زمان(علیه‌السلام)، همچون ابرو و مژه‌ی هستی
سؤال: چطور امام زمان(علیه‌السلام) پیر نمی‌شود؟ هزار و دویست سالش است، پیر نمی‌شود. نه! چطوری؟ اینطوری! ابرو! ابرو و مژه مو است، هشتاد سال پیر نمی‌شوند. یک سانتی‌اش موی سر و صورت است، هر چه می‌روی اصلاح هفته‌ی دیگر پر می‌شود. یک مو دائماً بلند می‌شود، قیچی می‌کنیم، بلند می‌شود، قیچی می‌کنیم، یک مو ثابت است. پس خدا می‌تواند یک مو را ثابت نگهدارد، یک مو را متغیر! همان خدا می‌تواند یک آدم را ثابت نگهدارد، یک آدم را متغیر! گرفتید یا نه؟ آخر وقتی شما چنین گوش می‌دهید... حرف‌هایم را من ناقص می‌زنم، که شما کاملش کنید. چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است؟ جواب: یازده تا لامپ را شکستند. چطور بچه‌ی سه ساله امام می‌شود؟ فلش کامپیوتر! چطور امام زمان(علیه‌السلام) پیر نمی‌شود؟ موی ابرو! موی ابرو هشتاد سال است، موی مژه هشتاد سال تکان نمی‌خورد. کنارش موی سر و صورت، هر چه اصلاح می‌کنی، جایش پر می‌شود. خدا بخواهد یک نفر را ثابت نگه می‌دارد و یک نفر را متغیر! یک صلواتی بفرستید.
هستی را خدا برای انسان آفرید! کلمه‌ی «لکم» را بلدید که به چه معناست؟ «لکم» یعنی برای شما. در قرآن «لکم» زیاد است. خیلی «لکم» در قرآن است. «خَلَقَ لَكُمْ»، «سَخَّرَ لَكُمُ» و «مَتاعاً لَكُمْ» نشانه‏ى آن است كه هستى براى انسان است‏. لکم همان شعری است که ما می‌خوانیم:
ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری!
7- رشد انسان، در گرو طی نمودن راه خدا
خداوند کل هستی را برای انسان آفرید. خوب پس هستی برای ماست، خورشید برای منافع ما است، ماه، دریا، جنگل، باران، باد، ابر، همه چیز برای ما است. ما برای چه هستیم؟ قرآن فرمود: انسان را آفریدم «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون‏» (ذاریات/56) من می‌خواهم تو بندگی کنی. نمی‌گوید: من می‌خواهم که عبادت بشوم. می‌گوید: می‌خواهم تو عبادت بکنی. یک وقت می‌گفت:‌ من آفریدم تا عبادت بشوم. می‌گویم: خدایا! نیاز داشتی؟ خدا نیاز ندارد. ما همه ایمان بیاوریم... بارها من این مثال را زده‌ام، همه ایمان بیاوریم، چیزی گیر خورشید نمی‌آید، چیزی گیر خدا نمی‌آید. همه هم کافر بشویم، چیزی از خدا کم نمی‌شود. مثل چه چیزی؟ اینجا من یک مثالی دارم! مثال خورشید است. اگر همه‌ی ما رو به خورشید خانه بسازیم، چیزی گیر خورشید نمی‌آید. همه‌ی ما پشت به خورشید خانه بسازیم، چیزی از خورشید کم نمی‌شود. نگفته است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِاُعبَد‏» نگفته است، من می‌خواهم عبادت بشوم. گفته است می‌خواهم تو عبادت کنی. یک وقت پدربزرگ به بچه‌اش می‌گوید: عزیز! دستت را به من بده! پدربزرگ چیزی گیرش نمی‌آید. ولی تو اگر دستت در دست پدرت باشد، نمی‌افتی. دستت از دست پدرت جدا بشود، ممکن است در چاله و چوله بیفتی! می‌گوید: دستت را به من بده به این معنا نیست که می‌خواهم چیزی گیر من بیاید، می‌خواهم تو حفاظت بشوی. «لِيَعْبُدُون‏» نه «لِاُعبَد‏» وگرنه می‌گوییم: حالا خدا نیازی به عبادت ما داشت؟ نه! اگر معلم سر کلاس گفت: قدر زحمات من را بدانید. من زحمتی که می‌کشم و به شما درس می‌دهم، خوب درس بخوانید. درس خواندن شاگرد، چیزی به جیب استاد اضافه نمی‌کند. معلم در آموزش و پرورش یا دانشگاه استخدام شده است، کارش را می‌کند و درسش را می‌دهد، چه شما درس را بگیرید و چه بازیگوشی کنید. اما می‌گوید: قدر زحمات من را داشته باشید و درس من را گوش بدهید، این به نفع شاگرد است، نه به نفع استاد. بندگی و دینداری ما به نفع خودمان است، وگرنه همه‌ی مردم کافر شوند و همه‌ی مردم مؤمن بشوند، چیزی به خدا اضافه نمی‌شود. کل هستی را قرآن می‌گوید که در حال سبحان الله گفتن هستند. «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏» (حدید/1) هم سَبَّحَ داریم و هم «یُسَبِّحُ» تمام هستی سبحان الله می‌گویند. حالا تو یک سبحان الله گفتی، گفتی، نگفتی، نگفتی، با سبحان الله تو چیزی جابجا نمی‌شود. وقتی تمام ذرات هستی سبحان الله می‌گویند، تو می‌خواهی بگو،‌ می‌خواهی نگو! منتهی تو باید وصله‌ی ناهمرنگ هستی نباشی. وقتی کل هستی، در حال تسبیح هستند، تو از جمادات عقب نباش، از دانه‌ی شن عقب نباش! 
ما به امام زمان(علیه‌السلام) نیاز داریم. شما نگاه کنید، حالا تشبیه هم درست نیست ولی چه کنیم، از درد لاعلاجی است. شما نگاه کنید، یک هزارم یک میلیونیم، یک میلیاردم، امام زمان(علیه‌السلام) امام خمینی(ره) بود، امام خمینی آمد چه شد؟ آمریکا بساطش را از ایران جمع کرد. آمریکا در ایران عزیز بود، ذلیل شد. طاغوت‌ها عزیز بودند، امام که آمد، طاغوت‌ها ذلیل شدند. رجایی در زندان آن معلم با فضیلت کتک می‌خورد، رجایی آمد و رئیس جمهور شد. قانون‌ها اسلامی شد. البته نه که همه‌ی مردم خوب شده باشند. هنوز هم آدم بد هست. خیلی هم هست. هر روزی که پای تلویزیون می‌نشینی، یک جایی کش رفتند، دزدیدند، اختلاس کردند، حیف و میل کردند. پارتی بازی کردند، رانت خواری کردند، گناهکار هنوز هم داریم. اما ماشینمان سالم است. ببینید گاهی وقت‌ها در ماشین آدم می‌نشیند، وقتی شما سوار ماشین که می‌خواهید بشوید، دو تا دقت می‌کنید. یکی نگاه می‌کنید که این ماشین قرضه است، نو است، اگر دیدید ماشین نو است، یک نگاهی هم به قیافه‌ی راننده می‌کنید. قیافه‌ی راننده هم سر حال است، خواب‌آلود و مثل هروئینی‌ها نیست. چرت بزند و از این حرف‌ها... اگر راننده خوب بود و ماشین هم خوب بود، سوار می‌شوید. گرچه وقتی سوار می‌شوید می‌بینید، ای بابا! این چه کسی بود که آمد و کنار ما نشست؟ سیگار می‌کشد... بلند می‌شویم و صندلی دیگری می‌رویم، می‌بینیم که آن هم تخمه می‌شکند و پوست‌هایش را دور می‌ریزد، پوست پرتقال و پوست تخمه... بلند می‌شوی و می‌رویم یک صندلی دیگر می‌نشینیم، اااااه این هم بچه‌اش ادرار کرد. بلند می‌شوی و می‌رویم یک صندلی دیگر می‌نشینیم، این هم استفراغ کرد. هر صندلی می‌نشینی می‌بینی که بغل‌دستی‌ات خراب کرد. از ماشین پیاده می‌شویم؟ نه! می‌گوییم: ماشین سالم است، راننده‌اش هم سالم است. این مسافرها را باید یک فکری کرد. با امر به معروف، با نهی از منکر، با جریمه با تذکر، با خواهش، با التماس و به هر قیمتی است، آدم‌ها را باید اصلاح کرد، نباید از ماشین پیاده شد. ماشین ما اسلام است. راننده ما امام خمینی(ره) است، مقام معظم رهبری است. حالا یک شهردار، یک وکیل، یک وزیر، یک سفیر، یک معلم، یک آخوند، اگر این‌ها یکی یکی بعضی‌هایشان بد در آمدند، ما نمی‌گوییم که حالا که بد هستند، پس ماشین هیچی! پیاده شویم ماشین‌های دیگر راننده‌شان مثل صدام هستند. شما نگاه کنید که رانندگان سعودی، حاکمان سعودی نفت مسلمان‌ها را می‌فروشند، از آمریکا اسلحه می‌خرند، مسلمانان یمن را می‌کشند. با پول فروش نفت مسلمانان، اسلحه‌ی آمریکا را بخر و مسلمانان را بکش. این حکومت است؟ شما نگاه کنید داعش را، شما نگاه کنید منافقین را، شما نگاه کنید صدام را، نبودید، ده‌هزار جوان و نوجوان مثل شما را صدام کشت. پیاده شویم، حکومت دست صدام می‌افتد. تمام دنیا حکومت‌هایش طاغوت هستند. تمام دنیا حکومت‌هایش طاغوت هستند، جز ایران! ما مشکل خیلی داریم. خیلی از مسافرها خیلی غلط‌ها می‌کنند. اما ماشینمان خوب است. و لذا نمی‌شود گفت: خیلی خوب! ما از خیرش گذشتیم.
8- لزوم شرکت در انتخابات و انتخاب فرد اصلح
حالا که کاندیداها با هم شاخ به شاخ می‌شوند، به هم تنه می‌زنند، ما به هیچ کدامشان رأی نمی‌دهیم. ما به هیچ کدام رأی نمی‌دهیم. یا حالا که چنین شد، حالا که گوشت گران شد، حالا که پنیر گران شد، حالا که اینجا حل نشد، حالا که مشکلات اقتصادی حل نشد، پس ما نیستیم. مثل این است که بگوییم: حالا که او تخمه شکست، حالا که او پوست پرتقال پرت کرد، حالا که او دود سیگار در ماشین راه انداخت، حالا که... پس ما از ماشین پیاده می‌شویم. نمی‌شود پیاده شد. پیاده شویم، نابود می‌شویم، چون باید بالاخره سوار یک ماشینی بشویم. باز رحمت به این جمهوری... ماشین که دو تا سالم داریم. یک ماشین سالم و دو راننده سالم! حالا مسافرها یکی یکی... البته نه همه‌شان، خوب بعضی از مسافرها خراب می‌کنند. این جواب کسانی است که می‌گویند: ما در انتخابات شرکت نمی‌کنیم. معنای شرکت در انتخابات هم این نیست که این صد در صد خوب است.
شما وقتی غذایی می‌خورید، معنایش این نیست که این بهترین غذای کره‌ی زمین است. در این چهارتا غذا ما این یکی را می‌خوریم. حالا معنایش این نیست که این صد در صد غذایش بهداشتی است. ممکن است همین را هم که خوردیم بعداً بفهمیم که اشتباه کردیم. ما امروز، ضامن عقل امروزمان هستیم. شما امروز از من گناه کبیره سراغ نداری، می‌توانی پشت سر من نماز بخوانی. حالا ببینیم ما می‌خواهیم پشت سرآقای قرائتی نماز بخوانیم، بعدش چه می‌شود؟ نکند این شیخ هم خراب دربیاید؟ نکند این سید، نکند این وکیل، نکند این سفیر، نکند این آقای دکتر، نکند خراب کند؟ ما امروز ضامن عقل خودمان هستیم. تا امروز از این آخوند گناه کبیره ندیده‌ایم، به او اقتدا می‌کنیم. هر وقت هم که گناه کبیره از او دیدیم، کاری ندارد. از شاه که مهم‌تر نیست. شاه را نخواستند، گفتند: مرگ بر شاه! مرگ بر شاه! رفت. خودش می‌رود. امروز باید فکر کنیم، بهترین را انتخاب کنیم. علم غیب هم نداریم. خبر از فردا هم نداریم. امروز ایشان خوب است. و معنای خوب هم این نیست که همه چیزش خوب باشد. ممکن است شما سی و هشت سال پای بحث تلویزیون من بنشینی و استفاده کنی، بگویی: قرائتی بحث‌هایش خوب است. اما حالا ممکن است به حاج خانم ما زنگ بزنی، حاج خانم! این آقای قرائتی که تلویزیون درس می‌دهد، اخلاقش هم خوب است؟‌ ممکن است در خانه خانم من از من راضی نباشد. ممکن است یک نفر بگوید: آقا! من دو بار به این شیخ سلام کردم، جواب من را نداد. اتفاقاً دیروز پیش آمد. یک کسی گفت: آقای قرائتی! سه بار سلامت کردم جواب ندادی! گفتم: حواسم جای دیگر بوده است. آخر ما هم دیگر  تاریخ مصرف داریم. گاهی وقت‌ها قاطی می‌کنیم. 
می‌گویند: یک کسی بود، زمستان‌ها لبو می‌فروخت، تابستان‌ها بستنی! منتهی گاهی قاطی می‌کرد، می‌گفت: بستنی داغه! این به جای اینکه بگوید: لبو داغ است، می‌گفت: بستنی داغ است. خوب من هم گاهی قاطی می‌کنم. من خودم روی منبر گفته‌ام: شمر علیه السلام! به جای امام حسین علیه السلام! شما روی کره‌ی زمین به دنبال معصوم نگرد. این حرف برای دکتر بهشتی است. دکتر بهشتی شهید مظلوم فرمود: روی زمین دنبال معصوم نگردید. هر کسی را که نزدیکش بروید ممکن است یک عیبی داشته باشد. منتهی چه کسی کم عیب‌تر است، چه کسی امروز عیب ندارد! حالا ممکن است فردا عیب داشته باشد، اگر فردا عیب داشت، به او تذکر می‌دهیم. امروز سالم است، فردا اگر دسته گلی آب داد، به او تذکر می‌دهیم. کشور ما هم مجلس دارد، هم رهبر دارد، شورای نگهبان دارد، خود مردم خودشان یک کسی هستند. مردم خوب تشخیص می‌دهند. گاهی مردم با فهم خودشان یک چیزهایی می‌فهمند که خیلی از خواص هم ممکن است نفهمند. وقتمان تمام شد.
خوب اگر گفتند جلسه‌ی نیمه شعبان تلویزیون چه بود، چند کلمه! یک: قرآن می‌گوید: کسی که آیات قرآن دارد و رسول دارد، نباید گمراه شود. رسول که از دنیا رفت پس باید جای رسول یک کسی باشد مثل رسول، که حجت خدا بر ما تمام بشود. یعنی همانطوری که خدا به زمان پیغمبری‌ها می‌گفت: شما آیه دارید، رسول هم دارید، به زمان ما هم باید بگوید: شما آیات قرآن را دارید، حجت خدا هم دارید. که حالا دست شما به حجت خدا نمی‌رسد، مجتهد، عادل، بی‌هوس، جانشین امام زمان(علیه‌السلام) است. 
پنج مورد هم مثال زدم، برای پنج مورد اشکال! اشکال اول: بچه‌ی سه ساله چطور امام می‌شود؟ فلش کامپیوتر! دوم: چطور امام زمان(علیه‌السلام) پیر نمی‌شود؟ موی ابرو! سوم: چرا امام زمان(علیه‌السلام) غایب است؟ یازده لامپ را شکستند. بعد هم گفتم: روی کره‌ی زمین به دنبال معصوم نگردید. ما در انتخابات باید شرکت کنیم. و معنای انتخابات این نیست که این معصوم است. فعلاً این بهترین است. چون کلید مملکت را می‌خواهیم دست این بدهیم تا امانتداری کند. خدای ناکرده بگوییم: چون همشهری‌مان است، چون هم‌لباسمان است، نمی‌دانم در دانشگاه و در حوزه هم‌درس بودیم، در حوزه با هم بودیم، هیچ از این حساب‌ها نکنید. بین خودتان و خدا اگر نمره‌ی سیزده سراغ دارید، به نمره‌ی دوازده رأی بدهید، خیانت کرده‌اید. این حدیث است. «مَنْ تَقَدَّمَ عَلَی قَوْمٍ» عربی‌اش را می‌خوانم برای کسانی که با عربی آشنا هستند. «مَنْ تَقَدَّمَ عَلَی قَوْمٍ وَ هُوَ یَرَی فِیهِمْ مَنْ هُوَ أَفْضَلَ» اگر کسی یک مسؤولیتی را به کسی بدهد، و حال اینکه می‌داند این کسی را که به او نمره می‌دهد، نمره 13 است و نمره‌ی 14 هم هست، ولی خوب به 13 رأی می‌دهیم. چرا؟ چون جزء حزب ما است. باند ما است، رفیق ما است، همشهری ما است، هم لباس ما است، اگر کسی نمره‌ی 14 سراغ دارد، به نمره‌ی 13 رأی بدهد، به خدا و رسول و همه‌ی مؤمنین خیانت کرده است. «فَقَدْ خَانَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ المُؤمِنینَ» (الغدیر/ج8/ص291) «خَانَ اللهَ» یعنی خیانت کرده است. خدایا! جمهوری اسلامی را آنطوری که رضای خودت هست، هدایت بفرما! مسؤولینش را آنطوری که تو راضی هستی، هدایت بفرما! دشمنان ما را در تمام کارهایشان ناکام و مؤمنین را در همه‌ی کارها پیروز بفرما. 
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
 «سؤالات مسابقه»
1- آیه 101 سوره آل‌عمران بر چه امری برای اتمام حجت بر مردم اشاره دارد؟
1) وجود کتاب آسمانی
2) وجود رهبر آسمانی
3) هر دو مورد
2- بر اساس سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، چه کسی به مرگ جاهلی می‌میرد؟
1) جاهل به کتاب خدا
2) جاهل به امام زمان
3) جاهل به علوم زمان
3- خداوند در سوره الرّحمن، چه امری را مقدم داشته است؟
1) خلقت انسان
2) خلقت جهان
3) آموزش قرآن
4- خداوند در قرآن، چه امری را منّت و لطف خود بر بندگانش شمرده است؟
1) بعثت پیامبران در گذشته
2) حکومت مستضعفان در آینده
3) هر دو مورد
5- با توجه به نقاط ضعف هر یک از نامزدهای انتخابات، راه درست چیست؟
1) شرکت نکردن در انتخابات
2) انتخاب فرد بهتر و اصلح
3) انتخاب فرد مورد علاقه



  ارسال صفحه براي دوستان
چاپ صفحه چاپ صفحه

           جستجو
   پيوندها
   دفتر مقام معظم رهبري
   پايگاه درسهايي از قرآن
   پايگاه اطلاع رساني مهدويت
   پايگاه اينترنتي تبيان
   ستاد اقامه نماز
   وزارت آموزش و پرورش
   شبكه ملي مدارس ايران(رشد)
   دفتر رياست جمهوري
   مجلس شوراي اسلامي
   قوه قضاييه
سخن روز
اسامی برگزیدگان بیست و پنجمین دوره آزمون نهایی درسهایی از قرآن سال تحصیلی 95*96 (1396/6/14)
ابتکارات آموزش و پرورش در برنامه درسهایی از قرآن (1396/2/18)
فصل های کتاب انتخابات (1396/1/30)
بسیج و فرهنگ بسیجی در فرهنگ قرآن (1395/9/7)
مقاله آقای شیرازی (1395/8/4)

اين سايت متعلق به مؤسسه ترويج فرهنگ قرآني مي‌باشد"
www.TarvijeQuran.com