امام زمان(عج) در نامه ای فرموده اند: «وَ اکثِروُا الدُّعاءَ بتعجیلِ الفَرَجِ فإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم؛ برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا مایه ی فرج شماست».
سخن روز :: آثار و فواید نماز

آثار و فواید نماز

«بسم الله الرحمن الرحیم»

* آثار و فواید نماز:

1- نماز و ياد خدا و رسيدن به آرامش

مى‏ فرمايد: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» (طه/14) نماز بخوان براى اينكه ياد من باشى.

و ياد خدا هم مايۀ آرامش است؛ «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28).

و آرامش باعث رسيدن به رضايت الهی است که می فرمايد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» (فجر/28-27) ، تو اى روح آرام‏يافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است‏.

تنها مشكلى كه دنياى علم وصنعت امروز آن را حل نكرده، مشكل آرامش روحى است. هر روز آمار بيمارى‏هاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مى‏شود. هيچ چيز به انسان آرامش نمى‏دهد جز ياد خدا و ايمان و انس و عشق و توكّل به او.آرى نماز ياد خداست و فقط با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد.افرادى را مى‏شناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، ديد و بينش و اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مى‏پذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.آرى با ياد خداوند دل‏ها آرام مى‏گيرد و بهترين ياد خدا همان نماز است، كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. نه فرعون‏ها و ابرقدرت‏ها دل آرام دارند، نه قارون‏ها، و نه ابولهب‏ها، و نه منافقان چند چهره.تنها رهبرى را كه ما در زمان خودمان داراى دل‏آرام ديديم، حضرت امام خمينى قدس سره بود كه روز 12 بهمن 57 وقتى در هواپيما نشست تا به ايران بيايد، خبرنگار از او پرسيد چه احساسى داريد؟ فرمود: هيچ.با اينكه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپيما داده مى‏شد.در وصيّت نامه خود نيز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مى‏روم. اين دل آرام از زور و پول و مقام نيست، از پيوند با خداست كه بهترين نوع آن نماز است.

- پيامبر (ص) و رهايی از فشارها؛ 

هر زمان بر پيامبر (ص) فشار ميآمد مي فرمود: «أَرِحْنَا يَا بِلَال‏»، ای بلال! راحتم کن. (بحارالانوار/ج79/ص193) . کنايه از اينکه اذان بگو تا مشغول نماز شويم.

ولی بعضی از ما نماز که ميخوانيم ميگوئيم: راحت شديم. ما از نماز راحت می شويم و پيامبر (ص) با نماز، از مشکلات راحت ميشد. يعني: وقتي می گوئيم: «الله اکبر»، او بزرگ است، بزرگتر از همه غصهها و دنيا و پولها و پستها و مقامها و نوشتنيها و گفتنيها و فکر کردنيها است.

عايشه ميگويد: پيامبر (ص) با ما حرف ميزد، ولی زمانی که صداي اذان را ميشنيد، انگار که من زنش نبوده، 180 درجه عوض شده و به نماز متوجه می شد.

و به قدري به نماز ايستاد که پاهايش ورم کرده، آيه نازل شد؛ «مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»، (طه/2) من قرآن را نفرستادم که تو اينطور عبادت کرده و خود را به زحمت بياندازی.

2- نماز و نظم 

پيامبر (ص) اهتمام داشت که صفها در نماز، بايد منظم باشد. اذان و نماز در پنج وقت، نشانۀ نظم در امور است.   

3- نماز و نظافت و بهداشت و لباس

قرآن می فرمايد: «يا ايّها الّذين آمنوا اذا قُمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المَرافق وامسحوا برؤسكم و ارجلكم الى الكعبين ...ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حَرج ولكن يريد ليُطهّركم و ليتمّ نعمته عليكم لعلّكم تشكرون» «مائده، 6»

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به نماز مى‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده [قضاى حاجت كرده‏]، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده‏ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت [پيشانى‏] و دستها بكشيد! خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد!

قرآن براى وضو وغسل وتيممّ آثارى را بيان كرده است؛

الف):- «ليطهّركم‏» تا شما را پاك كند.

ب): - «ليتمّ نعمته عليكم‏» تا خداوند نعمتش را بر شما تمام كند.

ج): - لعلّكم تشكرون‏ تا شما شكرگزار شويد.

د): - «واللَّه يحب المطهّرين» «توبه 108» خداوند پاكان را دوست دارد.

اگر پاكى ظاهرى اين همه آثار دارد، پاكى دل از نفاق، ريا، شرك، شك، بخل، حرص وساير آفات چه آثارى خواهد داشت.پاكى معنوى به قدرى ارزش دارد كه خداوند از كسانى كه دوست دارند پاك باشند ستايش كرده و مى‏فرمايد در مسجدى نماز بخوانيد كه در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند.«فيه رجال يحبّون ان يتطهروا» «توبه 108».

حضرت (ص) عطر مصرف نموده و بهترين لباس را ميپوشيد، پولِ عطر پيامبر (ص) بيش از هزينه های ديگرش بود.

حضرت (ص) نماز را اين چنين تشبيه فرمود:  که انسان، روزي پنج مرتبه خود را در چشمه ای با آب بشويد، يعنی: آلودگي نميماند، روزي پنج بار نماز خواندن هم، عيبها را برطرف ميکند. قرآن هم مى‏فرمايد: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» (هود/114)، خوبی ها بدی ها را از بين می برد.

اوّلين واجب هر مسلمان به هنگام صبح و برخاستن از خواب، وضو گرفتن و شستن دست و صورت است و اين عمل كه در طول روز براى هر نماز تكرار مى‏شود، مايه نظافت و شادابى نمازگزار مى‏گردد.نمازگزار بايد لباس و بدنش پاك باشد، اگر ذرّه‏اى آلودگى و نجاست به بدن يا لباس او باشد، نمازش باطل است. (غير از بعضى موارد استثنايى)نمازگزارى كه مى‏داند هر ركعت نماز با مسواك، برابر با هفتاد ركعت است مسواك را ترك نمى‏كند.نمازگزارى كه مى‏داند با حال جنابت نمازش باطل است، به فكر غسل مى‏افتد و غسل او را به فكر ساختن حمّام مى‏اندازد و وجود حمام رابطه او را با شستشو زياد مى‏كند.

قرآن مى‏فرمايد: «المال والبنون زينة الحياة الدنيا» « كهف، 46»، مال وفرزند زينت دنياست. در جاى ديگر مى‏فرمايد: «خذوا زينتكم عندكلّ مسجد» « اعراف، 31»، هرگاه به مسجد مى‏رويد با خودتان زينت هم ببريد.از جمع اين دو آيه مى‏فهميم كه هم فرزندان خود را با مسجد آشنا كنيم و هم مقدارى پول همراه خود ببريم تا اگر فقيرى تقاضا كرد، كمكش كنيم. البتّه پوشيدن لباس تميز، استعمال بوى خوش و داشتن وقار و آرامش و انتخاب امام جماعت لايق نيز مى‏توانند مصداق زينت باشند

امام سجاد (ع) لباس شيكي پوشيده بود، يکی گفت: عروسی مي‌روي؟، فرمود: من به ملاقات و سخن گفتن با کسی که مي روم که همۀ عروس‌ها را خلق كرده است.

چرا بيشتر بچهها به مادرشان ميگويند: برويم عروسي، ؟، براي اينکه هر وقت مادر، به عروسي ميرود، با نظافت و زينت خاصی است، لذا سفارش داريم به مسجد، شيک و با بهترين لباس برويد، و بهترين عطر را بزنيد و زن هم از بهترين لباس و طلاهايش استفاده کند،  چون زيبايي جاذبه دارد.

در روايات اسلامى مى‏خوانيم كه امامان ما براى نماز لباس مخصوص داشتند، لباس شرفيابى به حضور خداوند، بخصوص نماز عيد و جمعه را با لباس مخصوص برگزار مى‏كردند. در نماز باران سفارش شده كه امام جماعت لباس خود را وارونه بپوشد تا نشانه تذلّل وخشوع بيشترى باشد.اين دستورها نشان مى‏دهد كه نماز يك سرى آداب و تشريفات مخصوص به خود دارد. نماز يك پرواز معنوى است كه بدون آمادگى‏هاى همه جانبه امكان ندارد، تمام آداب وشرايط و احكام نماز را مى‏توان نشانه اهميّت آن دانست وآن را به يك آداب رسمى همراه با تشريفات ويژه تشبيه كرد.امام رضا عليه السلام لباسى را كه در آن يك ميليون ركعت نماز خوانده بودند به «دعبل» شاعر انقلابى كه بيست سال فرارى دستگاه بنى‏عباس بود ودر سن حدود 90 سالگى بعد از نماز صبح شهيد شد، جايزه دادند ومردم شهرستان قم براى خريدا آن لباس پول‏ها دادند، ولى دعبل آن را نفروخت.

4- تأثير و قدرت نماز در زندگي فردي و اجتماعي

قرآن می فرمايد: «ربّنا ليقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم» « ابراهيم، 37»، حضرت ابراهيم مى‏گويد: پروردگارا! ذريّه‏ام را در اين منطقه كوهستانى و بى‏آب و گياه سكونت داده‏ام براى نماز، پس قلوب مردم را به سوى آنها سوق بده.آرى كسانى كه براى اقامه نماز به هر سوى و ديارى هجرت كرده و از هر گونه سختى استقبال مى‏كنند، خداوند شكور از زحمات آنان تشكّر مى‏كند ودلهاى مردم را به‏سوى آنها گرايش مى‏دهد. امّا كسانى كه براى اقامه نماز حركتى نمى‏كنند حتّى اگر از نسل ابراهيم باشند، سزاوار جلب قلوب مردم نيستند.

آدمي که خدا دارد، همه چيز دارد. پيامبر (ص) خدا داشت و هيچ نداشت، کفار مکه هم، همه چيز داشتند. به هنگام هجرت به مدينه در بين راه و در غار، هيچ نداشت ولي خدا داشت، مشرکين مجهز و مسلح بودند، ولي خدا پيامبرش را با تار عنکبوت حفظ فرمود. يوسف (ع)، را در چاه انداختند، هيچ نداشت، ولي خدا را داشت. شاه، طاغوت ايران، آمريکا، اروپا، اسلحه، قواي مسلح، پول، نفت و دلار داشت ولی خدا را نداشت، امام خميني (ره) خدا داشت و به ظاهر، هيچ نداشت.

در انقلاب اسلامی، سالها، آمريکا عليه ايران توطئه کرد، کاري بود که نکند؟، از زدن هواپيماها، کشتي ها، بمباران شيميايي و...، حال خودش يا با واسطه، يا با تشويق ديگران، آيا الآن، در دنيا، ايران عزيزتر است يا رئيس جمهور آمريکا؟، رئيس جمهور ما در هر کشوري ميرود چه عزتي دارد، رئيس جمهور آمريکا هر کجا ميرود موج مخالفت با او راه ميافتد.

* خاطره

گويند: يکي عاشق دختر شاه شده، چون فقير بود، به آرزوی خود نمی رسيد، ديگری که فردی مؤمن و دلباختۀ به خداوند بود به او پيشنهاد کرد که اگر می خواهی به آرزوی خود برسی، برو در فلان غار و مشغول نماز شو، شاه، گاهي براي تفريح به صحرا می آيد، به او ميگويم: جواني در اين غار عبادت ميکند، به عنوان ملاقات با تو او را ميآورم تو خواسته ات را به او بگو، او هم، چون عاشق بود، رفت به داخل غار و مشغول عبادت شد، مدتها گذشت روزی شاه برای گردش به صحرا آمد، همراه او به بهانۀ ديدن آن جوان، شاه را به درب غار آورد، ولی جوان به او اعتنايی نکرده و نمازش را ادامه می داد، شاه هم از اين ماجرا ناراحت شده و رفت، بعد کارگردان اين ماجرا که شاه را همراهی می کرد آمد و علت اين برخورد را سؤال کرد، جوان گفت: من نماز ميخواندم به عشق اينکه شاه بيايد، بلکه دخترش را به من بدهد، اما وقتي ديدم نماز قلابي است که می تواند، شاه را به درب غار بکشد، پس چرا نماز حقيقي و واقعی را نخوانم؟، از آن وقت  تصميم گرفتم که حقيقتاً بروم سراغ خدايی که خالق همۀ زيبايی ها است. يعني: ما با نماز پلاستيکي و ايمان ضعيفي که به سمت خدا رفتيم، اين رقم عزيز شديم، حالا اگر واقعاً به سمت خدا برويم چه می شود؟. بله! مادرها، پدرها، توجه داشته باشند که تمام مفاسد وقتي به سراغ انسان می آيد که از خدا جدا شود.

5- نماز، کارخانه انسان سازي

نماز، کارخانۀ انسان سازي است. مثال؛ بچهاي که شيرِ مادر ميخورد، به همۀ ويتامينها نياز دارد که خدا مهربان مهۀ آنها را در شير مادر جاسازي فرموده است، مثلاً: اگر بدن قند، چربي، آب، کلسيم، فسفر و...می خواهد، شير مادر، غذاي کامل است. به همين شکل خداوند آنچه در زندگی نياز دارد و برای انسان ارزش است، به نوعی با نماز مربوط فرموده است.

6 – نماز و تشکر از نعمت ها

خداوند به پيامبر (ص) مى‏فرمايد: «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ» (كوثر/2-1)، من به تو خير كثير (فاطمۀ زهرا را) داده‏ام پس به شکرانۀ آن اقامۀ نماز كن.

مثلاً می فرمايد: «فَلْيَعْبُدُوا...»، عبادت کنيد. چرا؟، چون؛ «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»، (قريش/4)

همان كس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ايمن ساخت.

خداوند نان و روزی می دهد. يکي از معاونان رئيس جمهور ميگفت: حساب کرده ام که يک لقمه ناني که ما ميخوريم، 269 گروه،واسطه بوده و کار ميکنند، ولی ما دو گروه آنها( کشاورز و نانوا) را بيشتر نمی بينيم.

 در آيۀ ديگر می فرمايد: «وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ»، عبادت کنيد پروردگارتان را، چرا؟؛ «الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»، (بقره/21)، آنکه شما را آفريد. پس نماز تشکر از خداوند است.

قرآن مي فرمايد: ابر و باد و مه و خورشيد، هستي، براي بشر است. «خَلَقَ لَكُمْ» (بقره/29) «سَخَّرَ لَكُمْ»، «مَتَاعًا لَكُمْ»، و بشر براي عبادت است.  

7- نماز و رشد و انس و قرب

در بارۀ نماز رشد مي فرمايد: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»، (عنكبوت/45)، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد.

يعني: نماز دست ما را ميگيرد و به بالا، از ماديات به معنويات، از محدود به بينهايت. از مخلوق به سمت خالق برده و رشد ميدهد.

و در بارۀ نمازِ انس می فرمايد: «أَقِمْ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي »، (طه/14)، نماز را برای ياد من (و گفتگوی با من،) بپا دار.

و در بارۀ نمازِ قرب، خدا به پيامبر (ص) مي فرمايد: راهش سجده است. آيۀ آخر سورۀ علق که سجدۀ واجبه هم دارد. پس هرچه سجده بيشتر باشد، قرب به خدا هم بيشتر می شود.

* لطيفه

گويند: يکي سرِ ديوارِ خشتی و گِلی نشسته بود، تشنهاش شد، شروع کرد، با ناخن هايش به خراشيدن ديوار، کم کم پايين می آمد و ميگفت: ميتراشم تا به آب برسم. لذا ما هم هرچه به خدا بيشتر تواضع داشته، بيشتر به معنويات خواهيم رسيد.

مثال اين چند نوع نمازی که گفتيم، مثالِ فردی است که وقتی کودک و کوچک است، برای احترام به پدر، مي گوئيم: بابا خوب است، چون براي تو دوچرخه و پفک نمکي و بستني خريده، تو را پارک برده و کيف و کفش خريده است، اين درس کلاس اول است که بگوئيم: خدا نان و آب داده است؛ «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قريش/4).

اما به جوان ميگوييم: اگر سايه بابا و مادر بالاي سرت نباشد، افراد بد به شما نگاه ناروا می کنند، اين براي شما مايۀ عزت است. می گوئيم: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ...»، نماز، تو را از فحشاء و منکر بازمي دارد. يعني: همين که لباس سفيد بپوشيم، خود، ديگر روي زمين آلوده نمينشينيم.

در بارۀ قرب، خداوند به پيامبر (ص) مي فرمايد: «قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى» (نجم/9)، (تو را می برم به) تا آنكه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود.

 

8- نماز و هم رنگي با هستي

نماز همرنگ شدن انسان با هستي است. قرآن مي فرمايد: «كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ»، (بقره/116)، همه هستي در حال قنوت و تواضع هستند. و «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ»، (حديد/1)، «يُسَبِّحُ لِلَّهِ......» (جمعه/1)، «سَبَّحَ» ماضي و «يسَبِّحُ» مضارع است، يعني: در گذشته و در آينده تمام موجودات هستي تسبيح ميگويند. مولوی هم از زبان مخلوقات الهی می گويد:

ما سميعيم و بصيريم و هشيم                           با شما نامحرمان ما خامُشيم

9- نماز و آگاهی های تازه

در بارۀ آثار و فوائد حضور در مسجد و نماز جماعت روايت داريم که می فرمايد:

«مَنْ أَدَامَ الِاخْتِلَافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ آيَةً مُحْكَمَةً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَيَاءً أَوْ خَشْيَة» (بحارالانوار/ج75/ص108).

«وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً»، يعني: علم و آگاهی جديد و تازه. پس امام جماعت با مطالعه بايد هميشه برای مردم مطلب جديد و تازه داشته و از حرفهای تکراری پرهيز کند.

10- نماز و صلاح و رستگاری

قرآن مى‏فرمايد «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»، (اعلى/15-14). يعنى: اهل نماز رستگار هستند.

11- نماز و امداد الهی

می فرمايد: «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ» (بقره/45) از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد!

يعنی: نجات بخش شما در گرفتاريها و مشکلات، ارتباط با خداست. حديث داريم: پيامبر و على(ع) هرگاه به مشكلى برخورد مى‏كردند نماز مى‏خواندند.

12- نماز و جلب رحمت الهی

نمازرمز رحمت خداست. قرآن مى‏فرمايد: «وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (نور/56). اگر مى‏خواهيد مورد رحمت الهی واقع شويد، نماز بخوانيد.

13- نماز و بخشيده شدن گناهان

قرآن مى‏فرمايد: «قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلي‏ وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار» (مائده/12). اگر شما اهل نماز باشيد لغزشهايتان را مى‏بخشم.

14- نماز و طرد افراد فاسق

حديث داريم: «لَا تُصَلِّ إِلَّا خَلْفَ مَنْ تَثِقُ بِدِينِه‏»، (الكافي/ج3/ص374)، پشت سر كسي به ديندری اش وثوق و اطمينان نداری، نماز نخوان.

15- نماز و طرد و ردّ طاغوت و شيطان

چون می گوئيم: «الله اكبر»،‌ خدا بزرگ است، يعني: آمريكا کوچک است. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِم.....‏»، كسي كه خدا نزدش بزرگ است،‌ غير از او کوچک اند. بحارالانوار/ج65/ص192).

مثال:يک سالن بزرگ است. اما سوار هواپيما که بشويم، از بالا، سالن به اندازه يك جعبه‌ي و بالاتر، به اندازه‌‌ي يك صابون و قوطي كبريت و عدس و هر چه اوج گرفته و بالاتر برويم، كوچك‌تر مي‌شود. و هر چه ايمان و باور ما هم به خدا بيش‌تر شود، طاغوت نزد ما كوچك‌تر خواهد بود. ولذا امام خمينی (ره) فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.

ما با كلمه محراب آشنا هستيم، در قرآن برای محلّ نماز حضرت زكريّا (ع ) آمده است؛ «هو قائم يصلّى فى المحراب» « آل‏عمران، 38- 39»، محراب در لغت به معنای محلّ حرب وجنگ است، پس نماز وحضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوس‏ها و شيطان‏ها و طاغوت‏ها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد.

16- نماز و دوري از تكبر و استكبار

حضرت زهرا (س) در بارۀ آثار نماز فرمود: «تطهيراً للكبر»، برای اينکه انسان از تكبر بيرون بيايد. در نماز است که انسان، بلندترين نقطه‌ي بدن که پيشاني است در هر نماز و در دو سجده روي خاك قرار می دهد. 

17- نماز ومقابله با انزوا و گوشه گيری

نماز انسان را از گوشه‌گيري بيرون مي‌آورد چون به مسجد و نماز جمعه می رود. اصولاً نماز خوان، نمي‌تواند آدم گوشه‌گيري و منزوي باشد، چون خداوند می فرمايد: «وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعينَ»، (بقره/43)، «وَ ارْكَعي‏ مَعَ الرَّاكِعينَ»، (آل‌عمران/43)، زن و مرد در نماز جماعت شرکت کنيد.

18- نماز و تمركز

الآن بعضي از پزشك‌ها، بيماران خود را با تمركز درمان مي‌كنند. بهترين دوا برای تمركز، نماز است، چون بايد حواس انسان در نماز، جمع باشد، چون فرموده اند: رو بروي درب باز، آتش، رودخانه و عكس نماز نخوانيد.

19- نماز و مقابله با لهجه گرايی

 همۀ انسانها، از ترك، فارس، عرب، عجم و... بايد نماز را عربي بخوانند. مثلِ خلبان‌ها، که در هرجاي كره‌ي زمين باشند بايد انگليسي حرف بزنند.

20- نماز و اتحاد و همبستگی

همه به يك سمت و قبله می ايستيم. صف بنديِ نژادی نيست. مي‌گوييم: «و علي عباد الله الصالِحين» سلام بر بندگان صالح خدا.(با هر رنگ و زبان و نژاد و در هر کجای کرۀ زمين)

21- نماز و مبارزه با ستايش‌هاي نابجا

زمانی که مي‌گوئيم: «الحمدلله»، حمد و ستايش فقط براي خداست، يعني: من بله‌قربان‌ هيچ فرد ديگری نيستم.

22- نماز و تبليغات

در هر شبانه‏روز پنج نماز واجب داريم ودر هرنمازى سفارش به اذان واقامه شده است. در اين دو نداى آسمانى جمعاً:

بيست مرتبه‏ «حىّ على الصلوة» و بيست مرتبه‏ «حىّ على الفلاح» و بيست مرتبه‏ «حىّ على خيرالعمل» و ده مرتبه‏ «قد قامت الصّلوة» داريم.

پس هر مسلمانى در هر شبانه روز هفتاد مرتبه با كلمه «حىّ» به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مى‏كند و براى انجام هيچ عبادتى از اين همه تبليغ و تشويق استفاده نشده است و به خصوص كه سفارش شده است که اذان را بلند و با صداى زيبا بگوئيم.

اذان، شكستن سكوت است و يك دوره ايدئولوژى و تفكّرات ناب اسلامى و سرود مذهبى با عباراتى كوتاه و پرمحتوا و هشدار به غافلان و نشانۀ باز بودن جوّ مذهبى و حيات معنوى است.

23- نماز، كليد قبولى عبادات‏

در اهميّت نماز، همين بس‏كه در روايات مى‏خوانيم: اگر نماز، قبول شود، عبادات ديگر هم قبول مى‏شود، ولى اگر نماز مردودشود، كارهاى ديگر هم ردّ خواهد شد« بحار، ج 82، ص 236». مثل اينكه اگر پليس، از شما گواهينامه رانندگى بخواهد، در عوض ما هر مدرك و كارت شناسايى معتبر ديگرى را ارائه دهيم، پذيرفته نمی شود، در قيامت نيز مجوّز عبور از صراط، قبولی نماز که بدون آن هيچ عبادتى قبول نمى‏شود.

24- نماز و آزمايش

در حديث مى‏خوانيم كه هر كس مى‏خواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد. « بحار، ج 75، ص 199». يعنی: اگر نماز نزد ما بزرگ و محترم بود، ما نيز نزد خداوند احترام داشته و اگر نسبت به انجام فرمان او بى‏تفاوت بوديم، مقام و ارزشى نداريم.

25- نماز و ياد قيامت‏

مردم نسبت به رستاخيز و معاد، چند دسته هستند؛

الف): - گروهى به قيامت شك دارند: «ان‏كنتم فى‏ريب من البعث» « حج، 5»

ب): - گروهى به قيامت گمان دارند: «يظنّون انّهم ملاقوا اللَّه» « بقره، 46»

ج): - گروهى به قيامت يقين دارند: «و بالاخرة هم يوقنون» « نمل، 31»

د): - گروهى منكر قيامت هستند: «و كنا نكذب بيوم الدّين» « مدّثر، 46»

ه): - گروهى ايمان دارند ولى فراموش مى‏كنند: «نسوا يوم‏الحساب» « ص، 26»

نماز، هم شك‏زدايى مى‏كند و هم غفلت‏ها را به «ياد» تبديل مى‏سازد. در نماز با گفتن‏ «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت و حساب و کتاب را به خود تلقين و تذكّر مى‏دهد.

26- نماز و راه‏يابى‏

ما در هر نماز با گفتن‏ «اهدنا الصرط المستقيم» از خداوند راه مستقيم را مى‏خواهيم.انسان هر لحظه فكر تازه‏اى دارد، دوستان و دشمنان، نزديكان و بيگانگان، طاغوت‏ها و وسوسه‏گران وشياطين نيز با تلقين و تشويق و تهديد و تبليغ، براى انسان طرح‏هائى را دارند و برنامه‏ريزى‏هائى مى‏كنند كه انسان جز با امداد الهى هرگز نمى‏تواند در ميان اين همه راه كه از هوسها مايه مى‏گيرد، نجات يابد و راه مستقيم را بپيمايد.                                                                                                    

راه مستقيم:                                                                                                                                             

راه اولياى خداست.                                                                                                                                            

راهى است كه از هرگونه خطا و انحراف دور است.                                                                                                                  

راهى است كه ترسيم كننده آن مرا دوست دارد و نيازم را مى‏داند.                                                                                                         

راهى است كه به بهشت منتهى مى‏شود.                                                                                                                                     

راهى است كه با فطرت سالم هماهنگ است.

راهى است كه اگر در آن راه بميرم شهيد محسوب مى‏شوم.

راهى است كه از عالم بالا و بالاتر از علم ماست.

راهى است كه انسان در آن دچار شك وپشيمانى نمى‏شود.

راهى است از همه راه‏ها صاف‏تر، نزديك‏تر و روشن‏تر.

وبالاخره راه مستقيم، راه انبيا، شهدا، صالحان وصديّقين است.

27-  نماز و طهارت و سلامت قلب‏

همان گونه كه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد.

بارها قرآن به پاكى دل اشاره كرده است، تا آنجا که مى‏فرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه دارد.

پس نماز سكّوى پرواز به باطن است، نمازى بر اساس معرفت و عشق، نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت، نمازى با حال خشوع،

نمازى دور از غرور و عُجب و ريا، نمازى سازنده و محرّك، نمازى از قلبى بى‏هوى و بى‏مرض.

28-  نماز و صداقت‏

كسى كه ديگرى را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها كه با زبان، مدّعى خداخواهى و خدادوستى‏اند، ولى علاقه‏اى به نماز ندارند در ادّعاى خود صداقت ندارند. نماز ملاك و ميزان مقدار تعهّدى است كه انسان در اظهارات خود دارد. به همين دليل نماز منافق همچون ساير اعمالش همراه با صداقت نيست.

29-  نماز و اخلاص‏

در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتّى اگر حركت يا كلمه‏اى از واجبات يا مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل مى‏شود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است، اگر حالتى كه هنگام نماز به خود مى‏گيريم براى غير او باشد نماز باطل است.بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است كه انسان هيچ‏گونه قصد غير خدائى نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به‏نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.ناگفته پيداست كه انسان در لابلاى آن همه زرق و برق‏ها و جاذبه‏هاى زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهى كند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است.ما در نماز با گفتن «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين‏» به عبوديّت و بندگى خالصانه اعتراف مى‏كنيم واين اخلاص را از خداوند مى‏خواهيم.

30- نماز و سنجش ايمان‏

قرآن مى‏فرمايد: «و انّها لكبيرة الّا على الخاشعين» «بقره، 45»، نماز بار سنگينى است مگر براى افراد خاشع.بنابراين هرگاه احساس كرديم نماز براى ما سنگين است بايد بفهميم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداريم و رفتن خشوع زمينه بى تفاوتى و كبر است.

امام سجّاد عليه السلام در دعاى سحر ماه رمضان كه نامش دعاى ابوحمزه ثمالى است، در ضمن مناجات‏هاى خود فلسفه سنگينى نماز را تحليل کرده و مى‏گويد:خدايا! چرا هنگام نماز نشاط ندارم؟شايد مرا از درگاه خود رانده‏اى! شايد بخاطر ياوه گوئى‏ها، توفيقم كم شده! شايد مرا صادق نمى‏دانى! شايد رفيق بد در من اثر گذاشته و ...به هر حال سنگينى نماز علامت خطر است.

31- نماز و درک حقيقت     

نماز تنها يك توجّه قلبى نيست، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهره‏گيرى از طبيعت. بايد به آسمان نگاه كرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آب توجّه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته باشد.رسول اكرم صلى الله عليه و آله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مى‏كرد و فكر مى‏كرد و مى‏گفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا! اينها رابيهوده خلق نكردى. آنگاه به نمازشب مى‏ايستاد.فكر در طبيعت يكى از راه‏هاى خداشناسى است.البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت.طبيعت، آيه و علامت و فلش براى عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براى آن است كه كشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى كشتى وارد شود و همه را غرق كند. خورشيد براى آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره گردد و كور شود.

32- نماز و ادب‏

در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست‏ها روى ران‏ها، بدن آرام، نگاه‏ها به محل سجده، لباس‏ها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورالعمل‏ها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مى‏كند، آن هم ادبى بر اساس ارزش‏هايى چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسى كه اهليّت دارد، نه تملّق و نه خودباختگى.

33- نماز و عدالت ورزی

از مهم‏ترين ارزشهاى اسلامى، عدالت‏ورزى و عدالت گسترى است. در نماز نيز عدالت و محبوبيّت اجتماعى دو شرط مهم براى امام جماعت است. همچنين براى كسانى كه در صف اوّل نماز قرار مى‏گيرند، صفات وكمالاتى مطرح شده كه اين صفات خود يك نوع زنده‏كردن ارزش‏هاى معنوى است. يعنى در جامعه هرگروه كه به عدالت و تقوى نزديك‏ترند بايد جلوتر ومحترم‏تر باشند.

34- نماز و توكّل‏

در نماز بارها آيه مباركه‏ «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را بر زبان جارى و به خود تلقين مى‏كنيم، که حرف «باء» در «بسم اللَّه» رمز استمداد و توكّل است،

35- نماز و روح بزرگ‏

انسان در نماز خداوندى را حمد و سپاس مى‏كند كه خالق تمام هستى است. سرچشمه تمام رحمت‏ها و بركات است. مالك روز قيامت است.

كسى كه حمد و ثناى خود را نثار اين وجود مقدّس با اين خصوصيات مى‏كند هرگز حاضر نيست براى هر چيز پست و جزئى و در برابر هر قدرت ناچيزى ستايش كند.

زبانى كه ثناگوى خالق هستى شد، ديگر تن به ثناگويى هر نالايقى نمى‏دهد. فراموش نكنيم كه امام حسين عليه السلام فرمود:

كسى كه وصل به پيامبر صلى الله عليه و آله باشد و از دامن زهرا عليها السلام برخاسته باشد، بيعت يزيد را نخواهد پذيرفت.

36- نماز و الگوپذيرى‏

در نماز با گفتن‏ «صراط الذين انعمت عليهم» از خداوند مى‏خواهيم كه الگوى ما را كسانى قرار بده كه مورد لطف تو هستند، تو را شناختند و به تو عشق ورزيدند، در راه تو گام برداشته و استقامت كردند و از تو جدا نشدند.بر اساس آيه 69 سوره نساء كسانى كه خداوند به آنها نعمت داده، عبارتند از: انبيا و شهدا و صديّقين و صالحان.آرى نعمت واقعى همان ايمان و ارتباط با خداوند و گام در راه رضاى او برداشتن و در راه او فدا شدن است. نعمت‏هاى مادّى نصيب حيوانات هم مى‏شود «متاعاً لكم ولانعامكم» «نازعات/33» مقام معنوى است كه به انسان ارزش مى‏دهد.

37- نماز و جهاد

دستورات اسلام از يكديگر جدا نيست ولذا قرآن مى‏فرمايد:«لاتصلّ على احد منهم مات ابداً ولا تقم على قبره» «توبه/84» به جنازه فراريان از جبهه نماز نخوانيد:فراموش نمى‏كنم در ايّام دفاع مقدّس، جوانى وصيّت كرد كه اگر من شهيد شدم مرا دفن نكنيد مگر آن دو دسته‏اى كه با هم قهرند، آشتى كنند و اين جوان از خون مقدّس خودش به نفع اصلاح ذات‏البين استفاده كرد، در حالى كه مى‏توانست بگويد اگر شهيد شدم راضى نيستم فلان شخص يا گروه به تشييع جنازه من بيايد و بدينوسيله آتش فتنه را بيشتر و كينه‏ها را عميق‏تر نمايد.

38- نماز و ياد پيامبر امام حسين عليهما السلام‏  

در هر دو ركعت نماز، يك تشهد مى‏خوانيم كه در آن به يگانگى خداوند و رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اقرار مى‏كنيم.هر روز در پنج وقت اين اقرار و اعتراف به توحيد و نبوّت لازم است تا انسان راه را گم نكند، مكتب و صاحب آن را فراموش نكند، بر او صلوات بفرستد و در اين اقرار و صلوات در رديف خداوند و فرشتگان قرار بگيرد. زيرا قرآن مى‏فرمايد: «انّ اللَّه و ملائكته يصلّون على النبى» «احزاب/59» خدا و ملائكه بر پيامبرش صلوات مى‏فرستند، پس چرا ما نفرستيم؟ مگر او ما را نجات نداد؟ سلام بر پيامبر اسلام كه ما را نجات داد.

و بهترين چيزى كه سجده بر آن سفارش شده، خاك كربلا و تربت امام حسين عليه السلام است. امام صادق عليه السلام هنگام سجده پيشانى مقدّسش را بر خاك كربلا مى‏گذاشت. براى همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين نيز رواياتى وارد شده است تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان اللَّه است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پرده‏ها و قرب بيشتر به ذات مقدّس خداوند است. «وسائل، ج 3 ص 608».

39- نماز و بيمه کردن روح

در سوره معارج مى‏خوانيم: «اذا مسّه الشّر جزوعا و اذا مسّه الخير مَنوعا الّا المصلّين الّذينهم على صلاتهم دائمون» «معارج/20-23»انسان در برابر تلخى‏ها و شرور بى صبر است و در برابر لذّت‏ها و خوبى‏ها تنگ‏نظر و بخيل، مگر نمازگزارانى كه نسبت به انجام آن هميشه مراقبند.آرى ارتباط دائمى با قدرت بى‏نهايت، به انسان قدرت مى‏دهد، روحيّه توكّل را بالا برده و انسان را موجودى شكست‏ناپذير مى‏سازد.ناگفته پيداست كه اين آثار براى نماز پيوسته و همراه با توجّه است، نه نمازهاى غافلانه و موسمى.

40- نماز و مردمی بودن‏

اصل در نماز، به جماعت خواندن است.در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در كنار مردم بدون هيچ گونه امتياز، از هر نژاد و اقليم و در هر شرايط اقتصادى.نمازجماعت بدون امام نمى‏شود، چنانكه جامعه بدون رهبر نمى‏شود. امام براى همه مردم به طور يكسان امام است، نه‏براى گروه خاص. فقير و غنى و زشت و زيبا در كنار هم قرار مى‏گيرند، بايد امتيازات پوچ با نماز جماعت از جامعه حذف شود، اگر امام در نماز اشتباه كرد مردم به او هشدار مى‏دهند، يعنى در نظام اسلامى امام وامّت بايد مراقب يكديگر باشند.امام جماعت بايد مراعات ضعيف‏ترين مردم را بكند و نماز را طول ندهد و اين خود درسى است كه مسئولين بايد در برنامه‏ريزى‏ها و حركت‏ها توجّه به همه اقشار داشته باشند. در نماز جماعت مردم نبايد از امام جلو بيفتند و اين درس ديگرى است كه نشانه نظام و ادب مى‏باشد. اگر از امام جماعت گناه بزرگى سر زد و مردم فهميدند، بايد كنار رود. يعنى مردم و جامعه را نبايد بدست فاسق سپرد. در نمازجماعت همه با هم به خاك افتاده و سجده مى‏كنيم آرى بايد همه با هم باشيم.در نماز جماعت همه مردم مى‏توانند با كسب علم و تقوى و محبوبيّت امام شوند، پيشنمازى ارث كسى نيست، هر كسى در كمالات برتر شد در جامعه آقاست.

41- نماز و اطلاع‏رسانى‏

امروزه در دنيا دولت‏ها با صرف بودجه‏هاى سرسام‏آورى براى امر اطلاع‏رسانى به جامعه كوشش مى‏كنند.در اسلام طرح نمازجماعت و حضور مردم در صحنه، آن هم درخانه خداوند و با وضو، بهترين فرصت براى آشنايى مردم با يكديگر و آشنايى با توطئه‏هاى دشمنان و پيش‏بينى راه حل‏ها براى خنثى كردن آن و شنيدن آخرين اخبار و گرفتن تحليل درست از زبان امام جماعت با سواد و با تقوى و احوالپرسى از يكديگر و تفقّد از محرومين جامعه و ياد گذشتگانى كه در مسجد بوده‏اند و حضور و غياب ساده و بى‏تشريفات و دعاى دسته‏جمعى براى حلّ مشكلات و استمداد از خداوند است.

42- نماز و رهبرى‏

نماز جماعت همانند هر اجتماع ديگر نياز به رهبر و امام دارد. در انتخاب امام جماعت مردم بايد توجّه به كمالات، علم، تقوى، لياقت‏ها و اهليّت‏ها داشته باشند و اين خود تمرينى است كه در جامعه زير بار هر رهبرى نروند.امام جماعت واسطه ميان مردم و خداست و انسان نبايد فاسق را واسطه قرار دهد.افرادى كه در گناه و فساد غوطه‏ورند چگونه مى‏توانند مرا با نمازى آشنا كنند كه از فحشا ومنكر جلوگيرى كند؟ آرى امامِ جماعت بايد انسان وارسته، با كمال، با سواد و با تقوى باشد.مگر نه اين است كه امام من، رابط من با خداست؟ به هر ريسمانى كه نمى‏توان چنگ زد و با هر نردبانى كه نمى‏توان بالا رفت.آرى انتخاب امام جماعت مردم را هر روز به فكر امامت و رهبرى مى‏اندازد.اگر رهبرى براى چند نفر در مسجد شايستگى‏هايى لازم دارد پس رهبرى امت و جامعه شايستگى بيشترى مى‏خواهد.

43- نماز و تحرّك‏

اسلام از مردم تحرك و هيجان معنوى مى‏خواهد، شعار «عجّلوا بالصلوة» و «فاسعوا الى ذكر الّله» « جمعه، 9» يعنى بايد هنگام نماز با صداى مقدّس اذان در جامعه مسلمين، تحرّك و تصميم خاصى را به وجود آورد، بايد كارها تعطيل، تفرق‏ها تبديل به وحدت، غفلت‏ها تبديل به ذكر و ياد خدا شود.مؤمن واقعى كسى است كه هرگاه ياد خدا شد دل او تكان‏بخورد. مثال كسى كه صداى اذان را بشنود و بى‏توجّه باشد، مثال كودكى است كه صداى پدر را بشنود و اعتنا نكند.

44- نماز و وقف‏

فكر و فرهنگ نماز، مسأله مسجدسازى وقرار دادن موقوفات براى آن را در جامعه به وجود مى‏آورد. صدها هزار قطعه زمين و مغازه و مزرعه در طول تاريخ وقف مساجد شده كه اين خود يك صدقه دائمى و يك حركت الهى و خدمت اجتماعى است كه در شعاع نماز و مسجد نصيب مردم مى‏شود.وقف چراغى است كه انسان براى فرداى خويش مى‏فرستد، وقف نشانه تداوم مالكيّت انسان بعد از مرگ است، وقف نشانه عشق به مكتب و مردم است.

45-  نماز و انتخاب دوست‏

در حديث است: يكى از بركات مسجد و نماز، پيدا كردن دوست خوب است. « بحار، ج 83، ص 351». انسان در زندگى اجتماعى خود نياز به دوست دارد و نقش مثبت يا منفى دوست در زندگى انسان بر كسى پوشيده نيست. مسجد بهترين مركز دوست‏يابى است.كسانى كه به مسجد مى‏روند براى بندگى خدا مى‏روند. حيله‏ها و خودنمايى‏ها را كنار مى‏گذارندو انسان مى‏تواند در ميان مردم مسجد، دوست خود را انتخاب كند.اگر شخصى اهل نماز نبود، چرا با او دوست شويم؟ او كه با خدا قهر است، با من نيز دوست نخواهد بود. او كه الطاف خدا را فراموش مى‏كند، خدمات مرا هم فراموش خواهد كرد. او كه با مؤمنين وفادار نيست، چگونه اطمينان دارى با تو وفادار بماند؟.

46- نماز و انتخاب همسر

در اسلام سفارش شده كه اگر كسى اهل مسجد و جماعت نيست و عملًا به عبادت و وحدت و امّت، بدون عذر پشت پا مى‏زند، او را بايكوت كنيد، او را به عنوان همسر خود انتخاب نكنيد. عمل به همين دستور مى‏تواند مساجد را پر كند، زيرا جوانان كه فهميدند رها كردن مسجد و مسلمين به قيمت طرد عملى آنان تمام مى‏شود هرگز مساجد را رها نخواهند كرد.

47- نماز و امداد رسانی به مردم‏

يكى از بركات نماز به خصوص در مساجد، امدادگرى است، هميشه محرومان به مساجد روانه مى‏شدند و مشكلات خود را با مردم در ميان مى‏گذاشتند و در آن مكان مقدّس آن را حل مى‏كردند. سابقه اين كار از زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله بوده است و قرآن صحنه‏اى را نقل مى فرمايد: كه فقيرى وارد مسجد شد و از مردم استمداد كرد. كسى به او توجّهى نكرد و فقير با ناله به خداوند حال خود را گفت. حضرت على عليه السلام مشغول نماز بود، به ‏فقير اشاره كرد و او جلو آمد، در حال ركوع انگشتر خودرا به او داد، آيه نازل شد كه: رهبر شما فقط خداوند و پيامبرش و كسانى‏اند كه در حال ركوع انفاق و به فقرا رسيدگى مى‏كند.

به هر حال، امدادرسانى به جبهه‏هاى جنگ و كمك به فقراء از مسجد و در سايه بركات نماز بوده و خواهد بود.مسلمين از پايگاه مساجد به جبهه مى‏رفتند، انقلاب اسلامى ايران هم از مساجد شروع شد.اجتماع مردم در مسجد بركاتى دارد كه با نوشتن چند سطر حقّ آن ادا نمى‏شود.در قرآن بارها نماز و انفاق، نماز و زكات، نماز وقربانى، در كنار هم آمده و در حديث هم مى‏خوانيم نماز كسى كه زكات ندهد قبول نيست.

48- نماز و اقتصاد سالم‏

در نماز بايد لباس ومكان وآبى كه براى غسل و وضو استفاده مى‏شود حلال و طبق دستور اسلام باشد واگر دگمه يا نخى از لباس يا قطره‏اى از آبى كه براى نماز مصرف مى‏شود از طريق نامشروع تهيه شده باشد نماز باطل است.جالب اينكه اگر بخواهيم نماز و دعاى ما قبول واقع شود بايد لقمه‏اى را كه مصرف مى‏كنيم نيز حلال باشد.آرى همانگونه كه هواپيما براى پرواز، بنزين مخصوص مى‏خواهد، پرواز معنوى انسان نيز لقمه حلال لازم دارد.

49- نماز و تشكيلات‏

چنانچه براى امام جماعت حالتى پيش آيد كه نتواند به نماز ادامه دهد، يكى از كسانى كه پشت سر او در نزديكى او هستند در همان حال امامت را به عهده مى‏گيرد و اين نشانگر آن است كه برنامه‏هاى اسلامى با رفتن يك فرد نبايد بهم ريزد، بلكه بايد تشكيلات و نظام چنان پايه‏گذارى و برنامه‏ريزى شود كه هرگاه فردى رفت نظام از هم نپاشد و تشكيلات همچنان پا بر جا باشد. مهمّ، تداوم راه است، هر چند پيشوا، عذرى پيدا كند.

50- نماز و محبّت‏

تعاون و محبّتى كه ميان مسجدى‏هاست ميان ديگران نيست.در نظام زندگى مسجدى‏ها همين كه يك نفر دو سه روز نيامد احوالش را مى‏پرسند. اگر مريض است عيادتش مى‏روند، اگر مشكلى دارد حل مى‏كنند، مسجدى‏ها احساس غربت نمى‏كنند.كسى كه هيچ فرزند وبرادرى نداشته باشد ولى سروكارش با مسجد باشد احساس مى‏كند همه مردم برادر و فرزندش هستند.بارها ديده شده يك مسجدىِ ساده كه از دنيا مى‏رود مجالس او پر رونق، مغازه‏ها براى او بسته و تشييع جنازه او شلوغ و با شكوه است.اينها نشانه پيوند قلبى و محبّتى است كه در خانه خداوند با مؤمنين ايجاد مى‏شود.يك مسجدى در خود يك دلگرمى احساس مى‏كند، مردم را در غم و شادى خود شريك مى‏داند و هرگز اين عواطف گرم از دوستان مسجدى را نمى‏توان با چيزى مقايسه كرد.

51- نماز و حفظ آبرو و شخصيت

كسانى هستند كه در محله خود حاضر به كار خلاف نيستند، چون مردم او و بستگانش را مى‏شناسند، ولى اگر همين اشخاص به منطقه ناشناسى هجرت كنند، خلاف براى آنان سنگينى قبلى را ندارد.شركت در نماز، انسان را وابسته به مسجد و اسلام و مردم مى‏كند و براى مسجدى سيمائى از تقوى مى‏سازد كه با اين عنوان حتّى‏المقدور حاضر به خلاف نيست، مى‏داند كه كار خلاف، آبروى مذهبى او را مى‏برد، لباس قدسى و محبوبيّت را از تنش بيرون مى‏آورد، ولى افرادى كه از مردم و اسلام و مسجد بريده‏اند، خلاف كارى برايشان خيلى سختى ندارد، او عنوان مذهبى پيدا نكرده تا غم از دست دادنش را بخورد.آرى، كسى كه لباس سفيد بپوشد خودش روى زمين آلوده نمى‏نشيند.

52- نماز و اصلاح فرد و جامعه ‏

قرآن كريم در كنار اقامه نماز مى‏فرمايد: «انا لا نضيع اجر المصلحين» «اعراف/170» ما پاداش اصلاح طلبان را ضايع نمى‏كنيم.معلوم مى‏شود نماز اگر درست برگزار شود واحكام و شرايط ظاهرى وباطنى آن مراعات شود، جامعه به طرف صلاح مى‏رود.نمازگزار در واقع يك نفر مصلح است.عبادت با گوشه‏گيرى نيست، بلكه با اصلاح جامعه است و نمازگزاران بايد مفاسد را از جامعه بردارند.

دو نفر از مشركان به نام رفاعه و سويد اظهار اسلام كردند، ولى جزء منافقان شدند. بعضى از مسلمانان با آنها رفت و آمد داشتند.آيه نازل شد:«يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً ولعبا ...»-«اولياء ... اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزواً و لعبا» «مائده، 57- 58»اى مؤمنين! كسانى كه دين شما را به بازى گرفته‏اند، دوست خود قرار ندهيد، آنان كه چون شما نداى نماز (اذان) سر مى‏دهيد آن را به بازى مى‏گيرند.در اين دو آيه، ابتدا مى‏فرمايد: آنان دين شما را به بازى مى‏گيرند. سپس مى‏فرمايد: آنان اذان را به بازى مى‏گيرند. پس معلوم مى‏شود كه اذان و نماز عُصاره و چهره دين است.

53- نماز و سياست‏

در روايات مى‏خوانيم: اگر انسان تمام عمرش را به نماز مشغول باشد، آن هم در كنار كعبه در شهر مقدّس مكّه، ولى رهبرى الهى را نپذيرد نمازش قبول نيست.مشكل امروز مسلمانان آن است كه نماز مى‏خوانند ولى رهبرانشان افراد ترسو و وابسته و دست نشانده و بدون ملاك‏هاى الهى‏اند. با زبان از خداوند راه مستقيم مى‏خواهند، ولى در عمل بيراهه مى‏روند.

54- نماز و مشورت‏

در سوره شورى كه صفات مؤمنين را مى‏شمرد مى‏فرمايد:«واقاموا الصلوة و امرهم شُورى‏ بينهم» كار آنان بر اساس مشورت است و اقامه نماز مى كنند.از اين آيه معلوم مى‏شود در مجلس مشورتى در هر رده‏اى كه هستند بايد نسبت به اقامه نماز حساس باشند. اگر مشورت مهم است نماز مهم‏تر است. اگر براى شركت در مجلس شورا و انتخابات، اين همه بودجه و سرمايه گذارى صرف پر كردن صندوق‏هاى رأى مى‏شود بايد براى پر كردن مسجد هم كمى سوز و تلاش باشد.

55- نماز و اخوّت اسلامى‏

در سوره توبه بعد از معرّفى كفّار و مشركين و نقشه‏هاى آنها مى‏فرمايد: «فان تابوا واقاموا الصلوة و اتوا الزكاة فاخوانكم فى‏

الدين» «توبه 11»، لكن اگر توبه كردند و نماز به پا داشتند و زكوة مال خود را پرداختند برادران دينى شما هستند.در اين آيه يكى از شرطهاى برادر ايمانى شدن، اقامه نماز معرّفى شده است.

56- نماز و شهرسازى‏

قرآن مى‏فرمايد: «......واجعلوا بيوتكم قبلة و اقيموا الصلوة...» «يونس، 87»، به موسى وهارون گفتيم مشكل مسكن بنى‏اسرائيل را حل كنيد و براى قوم خود خانه قرار دهيد. آنها را از پراكندگى و زندگى طفيلى نجات دهيد تا با خانه‏دار شدن احساس دفاع از وطن هم در آنها زنده شود، لكن در نقشه شهرسازى، خانه‏هايتان را به سوى قبله قرار دهيد تا بتوانيد بدون مشكل اقامه نماز كنيد.

در ايران بعضى از شهرهايى كه مهندس آن شيخ‏بهايى بوده كوچه‏ها و خيابان‏ها طورى است كه قبله‏ها مستقيم و بدون انحراف قرار گرفته است.(البتّه معناى ديگرى هم براى قبله در اين آيه شده، ولى با توجّه به جمله «اقيموا الصلوة» همين معنا بهتر است).

57- نماز و حمايت الهى از نمازگزاران‏

اشراف قريش به رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيشنهاد كردند كه مسلمانان پابرهنه را از دور خود بران تا ما دور تو جمع شويم. آيه نازل شد:«واصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة والعشىّ» «شورى، آيه 38»اى پيامبر! با كسانى باش كه صبح و عصر خدا را مى‏خوانند.امام صادق عليه السلام فرمود: يعنى كسانى كه اهل نمازنند.

58- نماز و ترويج قرآن‏

زيرا هر نمازگزار مجبور است كه در نمازهاى هفده ركعتى خود، روزى ده بار سوره حمد را بخواند و بدنبال آن يكى ديگر از سوره‏هاى قرآن را بخواند، طبيعى است تلاوت دو سوره از قرآن در هر ركعت، مانع به فراموشى سپرده شدن قرآن در جامعه مى‏گردد. به علاوه در آيات الهی قرآن و نماز بارها در كنار هم آمده‏اند:«يتلون كتاب اللَّه و اقاموا الصلوة»، «فاطر29»، كسانى كه قرآن تلاوت مى‏كنند و نماز به پا مى‏دارند. يا؛ «يمسّكون بالكتاب واقاموا الصلوة» «اعراف 170»، كسانى كه به قرآن تمسّك كرده و نماز به پا مى‏دارند.قرآن مارا به نمازدعوت مى‏كند ونماز ما رابا قرآن آشنا مى‏سازد.

59- نماز و شباهت با فرشتگان‏

نام يكى از سوره‏هاى قرآن، «صافّات» است. خداوند در اوّلين آيه آن به فرشتگانى كه در صفّ هستند سوگند ياد مى‏كند. در چندجاى ديگر نيز، قرآن از صفوف فرشتگان و آماده اطاعت بودن آنها سخن به ميان آورده است.نام يكى ديگر از سوره‏هاى قرآن، «صَف» مى‏باشد كه در آن هم از رزمندگانى كه با صفوف فشرده در راه خداوند جهاد مى‏كنند ستايش شده است. اين دو واژه «صَف» و «صافّات» كه نام دو سوره است نشانه توجّهى است كه قرآن به نظم و انضباط دارد.نمازگزار نيز در صفوف جماعت شباهتى با فرشتگانى پيدا مى‏كند كه در صفوف بسيار بزرگ قرار دارند.

60- نماز و رحم‏

در نماز كمتر كلمه‏اى به اندازه واژه «رحمت» بكار رفته است. درآغاز سوره حمد و سوره پس از آن مى‏گوئيم: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏»، بعد از «الحمدللَّه رب العالمين‏» مى‏گوئيم: «الرّحمن الرّحيم‏»، پس در هر ركعت سه بار عبارت «الرّحمن الرّحيم‏» را بكار مى‏بريم كه در واقع شش بار كلمه رحمت را تكرار كرده‏ايم و در هفده ركعت نماز، ده ركعت آن را با حمد و سوره مى‏خوانيم كه مجموعاً شصت مرتبه مى‏شود.تكرار لغت «رحمت‏» هر روز شصت مرتبه اگر با توجّه و حضور قلب باشد، در فرد و جامعه، رحم انسان‏ها را به جوش مى‏آورد و اگر رحم انسان به جوش آمد كمك‏ها، محبّت‏ها، تعاون‏ها، خيرخواهى‏ها و عفو و گذشت‏ها ثمره آن خواهد بود و مردمى كه تعاون و رحمت در ميانشان زنده باشد قابليّت دريافت رحمت‏هاى ويژه‏اى را خواهند داشت.

61- نماز و برائت‏ از دشمنان

در نماز از غضب شدگان و گمراهان برائت مى‏جوئيم و مى‏گوئيم:«غيرالمغضوب عليهم و لاالضالّين»، خدايا مرا از آنها قرار نده. در قرآن اين افراد واقوامى مورد غضب قرار گرفته‏اند: فرعون‏ها، قارون‏ها، ابولهب‏ها، منافقان، علماى بى‏عمل، يهوديان رباخوار و تن‏پرور كه دنباله‏رو دانشمندان دنياپرست و قانون‏تراش رفته‏اند.درباره اين گروه‏ها، كلمه غضب و لعنت بكار رفته است و اين گروه‏ها و افرادى گمراه شناخته شده‏اند، گرچه خداوند در دنيا آنان را گرفتار قهر خودش نكرده باشد.

62- نماز و هدايت يافتن

علاوه بر دعاهايى كه در قنوت مى‏خوانيم، هر نمازگزار با گفتن‏جمله‏ «اهدنا الصراط المستقيم» از خداوند بهترين نعمت‏ها را كه نعمت هدايت است مى‏خواهد.

63- نماز و نشاط

قرآن از منافقين چنين ياد مى‏كند كه آنها با كسالت نماز مى‏خوانند، نه عاشقانه و با نشاط: «و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى» «نساء142»، همچنين در آيه 54 سوره توبه از چنين انتقاد شده که؛ «لايأتون الصلوة الّا و هم كُسالى و لاينفقون الّا و هم كارهون»، و نماز بجا نمى‏آورند جز با كسالت، و انفاق نمى‏كنند مگر با كراهت!

دليل آن هم روشن است، چون هدف از عبادت و انفاق رشد معنوى است و شرط تحصيل آن نشاط و علاقه است.


  ارسال صفحه براي دوستان
چاپ صفحه چاپ صفحه

           جستجو
   پيوندها
   دفتر مقام معظم رهبري
   پايگاه درسهايي از قرآن
   پايگاه اطلاع رساني مهدويت
   پايگاه اينترنتي تبيان
   ستاد اقامه نماز
   وزارت آموزش و پرورش
   شبكه ملي مدارس ايران(رشد)
   دفتر رياست جمهوري
   مجلس شوراي اسلامي
   قوه قضاييه
سخن روز
اسامی برگزیدگان بیست و پنجمین دوره آزمون نهایی درسهایی از قرآن سال تحصیلی 95*96 (1396/6/14)
ابتکارات آموزش و پرورش در برنامه درسهایی از قرآن (1396/2/18)
فصل های کتاب انتخابات (1396/1/30)
بسیج و فرهنگ بسیجی در فرهنگ قرآن (1395/9/7)
مقاله آقای شیرازی (1395/8/4)

اين سايت متعلق به مؤسسه ترويج فرهنگ قرآني مي‌باشد"
www.TarvijeQuran.com